عرفان‌واره‌های خدامحور

این نوع از معنویت‌های کاذب جریان‌های برخاسته از ادیان‌اند. مثل عرفان اسلامی، عرفان مسیحیت و عرفان‌های هندو. مخصوصاً «اوپانیشاد» که سراسر توحید است. البته خدامحوری نهفته در عرفان‌های هندی مانند اوپانیشادها از عرفان خدامحور برخاسته از دل اسلام، متمایز است. خدامحوری در ادیان شرقی و عرفان برخاسته از آن، عمدتاً «پانتئیسمی» و «پاننتئیسمی» است.

جمن‌نیوز؛ این نوع از معنویت‌های کاذب جریان‌های برخاسته از ادیان‌اند. مثل عرفان اسلامی، عرفان مسیحیت و عرفان‌های هندو. مخصوصاً «اوپانیشاد» که سراسر توحید است. البته خدامحوری نهفته در عرفان‌های هندی مانند اوپانیشادها از عرفان خدامحور برخاسته از دل اسلام، متمایز است.

خدامحوری در ادیان شرقی و عرفان برخاسته از آن، عمدتاً «پانتئیسمی» و «پاننتئیسمی» است؛ یعنی همه چیز خداست. و دردرون همه چیز، خدا وجود دارد. این، توحید خالص نیست، چراکه با نوعی بت‌پرستی نهفته، همراه است. مثلاً به دیگران توهین نکن، چون خدا درون آن‌ها وجود دارد، این اعتقادی به‌ظاهر جذاب است، اما هر جذابی، صحیح نیست، چون این خدا و توحید با تجسم همراه است.

چنانچه در مسیحیت نیز توحید با تجسد همراه است و خدا به شکل جسد و مسیح، تجسم پیدا می‌کند. اما خدامحوری در عرفان اسلامی، نه با تجسد و تجسم، بلکه با تجلی، ملازم است.

پیغمبر اکرم(ص)، مظهر خداست، نه خودِ خدا. به عبارت بهتر، خدا در او تجلی کرده. تفاوت تجلی با تجسم و تجسد،‌ آن است که در تجسم و تجسد، جسم هم خداست، حال آنکه بی‌نهایت نمی‌تواند در محدودیت جا بگیرد. این صفات خدا و کمالات الهی است که در دل تجلی خداست؛ چنانچه در قرآن آمده «هو معکم اینما کنتم». نمی‌گوید: «او شماست»، بیان می‌دارد «او همراه شماست.

منبع: فرق و ادیان

نظر دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
Please enter your name here