اوشو و عرفان بی‌خدایی

اشو به گفتۀ خودش خدا را هدف نمی‌داند و اصولاً به خدا علاقه‌مند نیست. آنچه برای او مهم است، به تعبیر خودش «عشق» است و خدا چون ابزار رسیدن به عشق است، اهمیت پیدا می‌کند؛ البته هم خدا و هم مذهب، خود در پی شادمانی از راه می‌رسند.

به گزارش جمن نیوز؛ یکی از موضوعاتی که در عرفان‌های کاذب به آن اشاره می‌شود هدف و غایت یا همان کمال انسانی است. برخلاف عرفان‌های دینی که هدف رسیدن رسیدن به خدا می‌داند، بسیاری از فرقه‌ها غایت و هدف نهایی را کسب رضایت، خشنودی مادی و شادمانی مطرح می‌سازند.

موضوع «غایت» در مکتب اشو دیدنی‌تر است. اشو به گفتۀ خودش خدا را هدف نمی‌داند و اصولاً به خدا علاقه‌مند نیست.(۱) آنچه برای او مهم است، به تعبیر خودش «عشق» است و خدا چون ابزار رسیدن به عشق است، اهمیت پیدا می‌کند؛ البته هم خدا و هم مذهب، خود در پی شادمانی از راه می‌رسند. (۲)

او تأکید دارد که هدف عارف، خدا نیست؛ بلکه تنها هدف، عشق است؛ اساساً عارف با خدا کاری ندارد اما در مسیر خود خدا را هم در‌می‌یابد. عارف در جست و جوی شادمانی به زندگی روی می‌آورد. او پروای خدا در سر ندارد، او در جست و جوی شادمانی است. بنابراین، عرفان هیچ‌گونه باوری در مورد بی‌خدایی یا با‌خدایی ندارد.(۳)

۱.اشو، دل به دریا بزن، ص ۳۱.

۲. الماس‌های اشو، ص ۲۵.

۳.اشو، پرواز در تنهایی، ص ۶۰.

منبع: روشنا

نظر دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
Please enter your name here