شیطان پرستی در ایران

اواسط دهۀ ۸۰ شمسی «انجیل شیطان»[۱] در ایران ترجمه و با نام «قرآن شیطانی» در فضای مجازی منتشر شد. این رویداد نشان می‌داد که شیطان‌گرایی در ایران پیروان و علاقه‌مندان فعالی دارد که به مرور در حال بومی‌سازی این پدیده در داخل کشور هستند. در همین سال‌ها شخصی با نام مستعار «اهریمن» وبلاگی راه انداخته و به تبلیغ شیطان‌گرایی پرداخت. در آن سال‌ها فروش زیورآلات و لباس‌هایی که نمادهای شیطانی را به نمایش می‌گذاشت، گسترش یافت. همچنین کلیپ‌هایی از خوانندگانی هنجارشکن همچون «مرلین منسون»، که در یکی از کنسرت‌هایش انجیل را پاره‌پاره کرده بود، در بین برخی از جوانان محبوبیت پیدا کرد.

در همین سال‌ها مستندی با عنوان «خدا و دیگر هیچ»، ساخته اسماعیل حاج حیدری، انتشار یافت که ابعادی کمتر دیده شده از وجود شیطان‌گرایی در ایران را به نمایش می‌گذاشت. این اثر، موسیقی را به عنوان یکی از بسترهای مهم ورود شیطان‌گرایی به کشور مطرح می‌کرد؛ که در کنار عوامل دیگری چون تزلزل در کانون خانواده و غفلت برخی از مسئولین و دستگاه‌های نظارتی، به گسترش شیطان‌گرایی در ایران کمک می‌کردند. گوشه‌هایی از این مستند را در ویدئوی زیر ببینید:

 

به هرحال گسترش این پدیده در جامعه ما موجب شد که موجی از نقد شیطان‌گرایی در کشور برخیزد. این موج علیرغم اینکه آگاهی بخشی و پیشگیری از گرایش به این جریان را دنبال می‌کرد، اما با ضعف‌ها و مشکلاتی همراه بود.

الف) ارائه توصیف ناقص و غلط از شیطان‌گرایی

موج گوتیک و هنربدن به جای شیطان‌پرستی

اولین مشکل نقدها و مقابله‌ها با شیطان‌گرایی این بود که توصیف ناقص و بلکه نادرستی از آن ارائه می‌شد و بسیاری از اموری که به شیطان‌گرایی ربط نداشت، به آن نسبت داده می‌شد. برای مثال نمونه‌ای از این توصیف ناقص و اشتباه را در معرفی خرده‌فرهنگ «گوتیک» و رشتۀ «هنر بدن» به‌عنوان شیطان‌پرستی شاهد بودیم.

بسیاری از تصاویری که در سخنرانی‌ها، سایت‌ها و کتاب‌های نقد شیطان‌پرستی تحت عنوان تیپ ظاهری شیطان‌پرستان نمایش داده می‌شود، در واقع متعلق به دو گروه مذکور است. گرچه برخی از این تیپ‌های ظاهری در میان شیطان‌پرستان علاقه‌مندانی دارد، ولی این‌که فسیتوال گوتیک یا جشنواره هنر بدن را گردهمایی شیطان‌پرستان تلقی کنیم، یک خطای تحلیلی بزرگ است.

گوتیکگوتیک (Gothic) خرده‌فرهنگی است که اوایل دهه ۱۹۸۰ در بریتانیا تشکیل شد و یکی از شاخه‌های سبک پُست-پانک به شمار می‌آید. خرده‌فرهنگ گوتیک تا امروز دوام یافته و تحت تأثیر ادبیات گوتیک در قرن ۱۹ و فیلم‌های ترسناک بوده است. گوتیک‌ها در فستیوال‌های منطقه‌ای از پوشش خاصی استفاده می‌کنند که به مُد گوتیک مشهور است. تاریکی، ناخوشایندی و بعضی اوقات بدن نمایی از ویژگی‌های این سبک است. سبک گوتیک شامل رنگ کردن مو به رنگ سیاه و گاه رنگ‌های تند دیگر، موجدار کردن مو، لب‌های سیاه و لباس‌های سیاه است.

هنر بدنهنر بدن (Body art) عنوانی است که به مجموعه هنرهایی اطلاق می‌شود که به‌نوعی با بدن انسان مرتبط است و زیرشاخه‌های متعددی دارد؛ از جمله نقاشی روی بدن، سوراخ‌کاری بدن، خالکوبی کردن، کاشت زیر پوستی و… . بسیاری از افراد که بدن خود را سوراخ کرده و جواهر آلاتی را می‌آویزند، یا قسمتی از بدن خود را خراشکاری کرده‌اند، اصلاً شیطان‌پرست نیستند.

 

راک و متال معادل شیطان پرستی!

سوءبرداشت دیگر در توصیف و نقد شیطان‌گرایی، آمیختن سبک‌های موسیقی راک و متال با شیطان‌گرایی است. جرقه‌های اولیه شکل‌گیری سبک‌های موسیقی راک و متال به دهه ۶۰ میلادی برمی‌گردد. فضای اعتراضی موجود در آن زمان که عمدتاً در کشورهای اروپایی و آمریکا متمرکز بود، حاصل جنایات بی‌سابقه دوران جنگ جهانی اول و دوم بود. برخی از این گروه‌ها برای اعتراض به جنگ و تبعیض و مصرف‌گرایی در تمدن غرب به موسیقی روی آوردند و سبک‌های موسیقی متناسب با محتوای اعتراضی را پدید آوردند.

پس از مدتی کانون‌های قدرت که از گسترش این جنبش‌ها احساس خطر جدی کردند، اقدام به مدیریت و کنترل این جنبش‌ها نمودند. نمونه‌ای از این اقدامات برچسب‌زنی به این گروه‌ها با عنوان گروه‌های شیطان‌پرستی بود. البته ظرفیت‌های موسیقی متال برای رفتن به سمت شیطان‌گرایی را نباید ندیده گرفت؛ از جمله اعتراض به نهادهای اجتماعی و برهم زدن نظم، ابراز خشونت و کلمات رکیک در ترانه‌ها و از همه مهم‌تر اهانت به مقدسات که شاید به دلیل حمایت کلیسا از حکومت‌هابود.

بنابراین اگرچه در میان گروه‌های موسیقی راک و متال، ممکن است گروه‌هایی به چشم بخورند که صراحتا به دین و باورهای دینی حمله می‌کنند و در مواردی از قدرت شیطان صحبت می‌کنند؛ ولی این که موسیقی راک و متال را معادل صددرصد شیطان‌گرایی قلمداد کرده و گروه های فعال در آن را تماما شیطان پرست بدانیم، اشتباهی فاحش است.

مصادره نمادها به نفع شیطان پرستی!

اشکال دیگر در نقد شیطان‌گرایی در کشور، ارتباط نمادهای بی‌ربط با شیطان‌گرایی، به شیطان‌گرایی بود. نمادهای مشهوری که عمدتاً در فرقه‌های شیطان‌گرایی مورد استفاده قرار می‌گیرد عبارت‌اند از: «بُز بافومِت»، «عدد۶۶۶»، «ستاره پنج‌پَر وارونه به همراه یک سر بُز در درون آن» که به طلسم بافومت شهرت دارد، «صلیب وارونه» و «دست شاخدار». (توضیحات بیشتر راجع به این نمادها را در این لینک ببینید.)

برخی از مروجان شیطان‌گرایی، به منظور  بزرگنمایی خود، برخی نمادهای مشهورِ جهانی را به نفع جریان شیطان‌گرایی مصادره ‌کردند و برخی محافل رسانه‌ای و به اصطلاح منتقد نیز به دام این ترفند افتادند و به بزرگ جلوه دادن شیطان‌گرایی کمک کردند.

برای مثال نماد مشهور صلح جهانی، که در جنبش‌های ضد جنگ مورد استفاده است، به‌عنوان صلیب وارونه معرفی شد. همچنین نماد نازیسم، که امروزه بیشتر نشانگر عقاید نژادپرستانه است، و نماد سواستیکا[۳] یا چرخ خورشید، که در فرهنگ هندویی جای دارد، به‌عنوان صلیب شکسته و نشانه ضدمسیح مطرح شد.

همچنین دو نماد بوزقورد (به معنای گرگ خاکستری) که در میان جنبش‌های پان‌تُرکیسم استفاده می‌شود و صورت نمادینی از گرگ در آن به چشم می‌خورد؛ یا نشان (I Love You ) در زبان اشاره آمریکایی،  به علت شباهت با نماد دست شاخدار به‌عنوان نماد شیطان‌پرستی معرفی شد.

مصادره نمادها به نفع شیطان پرستی

موج افراطی نمادگرایی و ارتباط آن با شیطان‌پرستی به حدی بود که در برخی محافل و صفحات فضای مجازی، گویا مسابقه‌ای در جهت کشف نشانه‌های جدید شیطانی در کشور به چشم می‌خورد. در این بین و در مواردی مضحک نشان شبکه یک سیما به عنوان «چشم شیطان» و تیرهای برق به عنوان «اُبلیسک»، از نمادهای جریان فراماسونری معرفی می‌شدند!!

 ب) مقابله‌های افراطی و تفریطی با شیطان‌گرایی در کشور

در مجموع می‌توان گفت در راستای مقابله با شیطان گرایی، دو رویکرد نادرست  در کشور شکل گرفت:

رویکرد اغراق و بزرگنمایی

نخستین رویکرد که بیشتر در میان برخی سخنرانان و اصحاب رسانه مشاهده می‌شد، تا حدودی افراطی بود.

 در این رویکرد با توصیف نادرست شیطان‌گرایی و آمیختن نمادهای شیطانی با سبک گوتیک و هنر بدن و متهم کردن گروه‌های مختلف سبک موسیقی متال و رپ به شیطان‌پرستی، به گستردهنمایی بیش از حدّ فرقه‌های شیطان‌پرستی پرداخته شد، و از همه مهم‌تر جریان‌های واقعی شیطان‌گرایی و ایدئولوژی آن‌ها را پشت پردۀ تغافل راند.

ساخت برنامه‌ای مستند با عنوان شوک در سال ۱۳۸۷ با موضوع بررسی شیطان‌پرستی، جنجال برانگیزترین اقدام در رویکرد افراطی بود. پخش این مستند که بدون تحقیقات و پشتوانه‌های صحیح علمی صورت گرفت، برداشتی نادرست از شیطان‌گرایی ارائه می‌داد. از آن پس نیز شاهد  رشد وسیع اخبار نادرست مرتبط با فرقه‌های شیطان‌پرستی در رسانه‌های مختلف اعم از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلف بودیم.

در این میان انتشار گسترده مستند پنجاه و چند قسمتی به نام «ظهور» (Arrival)، که در آن بیانی غلوآمیز و ژورنالیستی از جریان فراماسونری و شیطان‌پرستی به چشم می‌خورد، رویکرد بزرگنمایی افراطی شیطان‌گرایی را تقویت کرد. چندسال پس از انتشار این مجموعه نیز مشخص شد که عوامل تولید کننده این مستند، از طرفداران جریانی انحرافی در عرصه مهدویت، موسوم به «احمد الحسن یمانی» بودند.

در این جوسازی کاذب رسانه‌ای شاهد اخباری بودیم که برخورد انتظامی با هر گروه یا میهمانی هنجارشکن را با عنوان گروه شیطان‌پرست معرفی می‌کردند. به‌این‌ترتیب محافل و جریان‌های واقعی شیطان گرا در کشور، زیر انبوهی از اخبار و اطلاعات غیرواقعی پنهان شدند و پس از مدتی که همه‌چیز برچسب شیطان‌پرستی می‌خورد، این موضوع کاملاً پیش پا افتاده و کم‌اهمیت شد.

آسیب دیگر رویکرد افراطی این بود که جامعه شیطان‌گرایی را در ظواهر و نمادهایی شناخته بود که کمتر ربطی به شیطان‌گرایی واقعی داشت و به درک درستی از افکار و ایدئولوژی شیطان‌گرایی نرسیده بود.  این تصور غلط موجب احساس مصونیتی کاذب در میان خانواده‌ها و نهادهای متولی امور تربیتی در جامعه شد و اقدامات مناسب تربیتی برای مقابله با این جریان ضدفرهنگی صورت نگرفت.

پس از برخاستن و فرونشستن موج افراط، دوران تفریط و بی‌خیالی نسبت به محافل و گروه‌های واقعی شیطان‌گرا آغاز شد و شیطان‌گرایی واقعی در آرامشی پس از طوفان به حرکت خود ادامه داد.

رویکرد تسامح و تغافل

نگاه دوم که بیشتر در میان مسئولان اجرایی و فرهنگی کشور مشاهده می‌شود، نوعی نگاه تفریط‌گونه است که بدون در نظر گرفتن شیطان‌گرایی به‌عنوان یک جریان اجتماعیِ با برنامه و هدفمند، فقط به جنبه‌های سطحی آموزه‌ها و رفتارهای موسوم به شیطان‌گرایی توجه می‌کند.

کسانی که این رویکرد را داشتند، شیطان‌گرایی را جریانی بی‌ریشه و بی‌هدف می‌پنداشتند که به‌صورت موجی زودگذر در میان جوانان پدید آمده و پس از مدتی فروکش خواهد کرد. آن‌ها همچنین سخنرانان و خبرنگاران را متهم به ترویج و تبلیغ شیطان‌گرایی کردند که به افراط و نادرست در این باره سخن می‌گفتند.این در حالی بود که کوتاهی و بی‌توجهی طرفداران رویکرد تفریطی نیز نقش مهمی در فضاسازی برای تداوم و توسعۀ فعالیت‌های جریان‌های واقعی شیطان‌گرا داشته و دارد.

رویکرد تفریطی نیز ریشه در نشناختن واقعیت شیطان‌گرایی داشت و موافقان این رویکرد که معمولاً مسئولان و تصمیم گیران کشور هستند، راهبرد صحیحی برای مقابله طراحی و اجرا نکردند.

در پایان توجه به این نکته مهم است که: اگرچه شیطان گرایی به عنوان یکی از معنویت های کاذب و آسیب زا شایسته مقابله مناسب است ولی گستره آن در مقایسه با جریان های دیگری چون یوگا، جریان های انرژی درمانی، فرقه عرفان حلقه و … بسیار ناچیز بوده و مناسب است در سیاستگذاری های فرهنگی نسبت به اولویت گذاری در مواجهه با پدیده معنویت های نوظهور مورد توجه قرار گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

[۱] Satanic Bible کتاب مقدس فرقه سیطنیسم است که توسط آنتوان لاوی، در سال ۱۹۶۹، در آمریکا نوشته شده است. این فرقه که بیشتر با عنوان فرقه «کلیسای شیطان» شناخته می شود از جمله مشهورترین فرقه های شیطان پرستی در دوران معاصر محسوب می شود.

[۳] swastika

نظر دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
Please enter your name here